سرویس سیاسی «سراج24»: پس از دیدار کاترین اشتون با یکی از محکومان فتنه 88 در سفر به تهران و گرفتن ژست حقوق بشری در این برنامه های نمایشی غیردیپلماتیک، اکنون شاهد آن هستیم که دبیر کل سازمان ملل در اقدامی مداخلهجویانه با ارائه گزارشی به شورای حقوق بشر سازمان ملل، رئیسجمهور ایران را به عدم پایبندی به وعدههای انتخاباتی متهم کرده و گفته است وضعیت آزادی بیان در دوره وی تغییری نکرده است.
بان کی مون با وجود استقبال از آزادی 80 «زندانی سیاسی» از جمله «نسرین ستوده» در تابستان امسال، گفته است هنوز افراد بسیار دیگری نیز هستند که باید آزاد شوند. دبیر کل سازمان ملل همچنین از دولت ایران خواسته است آزادی فوری «میر حسین موسوی» و «مهدی کروبی» را بررسی کند.
پیش از این نیز هیات پارلمانی اروپا با حضور در تهران به بهانه گسترش روابط بین المللی، با برخی محکومان فتنه 88 دیدار کردند و با آنکه اکثر کشورهای اروپایی پرونده سیاهی در بحث حقوق بشر دارند و در کنار آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان خونخواران بین المللی قابل شناسایی هستند، نمایندگانشان در سفر به ایران و عیادت از برخی براندازان خون ریز، ژست دفاع از حقوق بشر را به خود گرفتند. آنطور که حقوق بشر در ایران را فقط دفاع از حقوق سربازان و ماموران خود تعریف می کنند که در سال 88 در یک ماموریت مشترک، حقوق مردم متحد ایران را در کف خیابان به سخره گرفتند و از آنجا که عاقبت عملیات براندازی آنها با شکست مواجه شد، امروز در پوشش حقوق بشر در حال انتقام گیری از ملت ایران و احیای عملیات سوخته خود در چارچوبی شیک هستند.
این نشانه ها حاکی از یک پروسه ای است که پیش از این، رهبر معظم انقلاب بارها نسبت به آن هشدار داده اند. ایشان در دیدار با مردم قم در 19 دی امسال تاکید کردند: «دشمن نمیتواند کارى بکند؛ در همه مسائل همینجور است. دشمنى آنها روشن شد، ناتوانى آنها هم روشن شد، حالا به این در و آن در میزنند. شخصیتهاى سیاسىشان، مطبوعاتشان، محافل سیاسىشان کینههاى درونى خودشان را، کینههاى قدیمى خودشان را که در طول این سى سال مکرر با تعبیرات گوناگون نشان دادهاند، باز آنها را نشان میدهند: مسئله حقوق بشر، مسئله اسلام، مسئله پایبندى به موازین دینى؛ اینها حرفهایى است که آنها امروز دارند متعرض می شوند.»
رهبر معظم انقلاب به درستی موقعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران و نگاه دشمنان به آن را تحلیل می کنند و طی این چند ماه شاهدیم که هر بار نسبت به واقعیات جهانی نکاتی را تذکر داده اند.
اینک با اتفاقاتی که خصوصا با ورود برخی دشمنان کینه توز به داخل ایران شاهد هستیم متوجه می شویم که آنان با عبور از مذاکره در حال ورود به عرصه مداخله در امور داخلی ایران هستند و در خیالی خام و باطل، ایران را همچون سایر کشورهای منطقه دیده اند و امیدوارند 35 سال مقاومت و پیشرفت، در برابر عتاب و پرخاش دشمنان به زانو افتد و سکان امور در دست خارجی ها بچرخد.
هرچند که برخی در داخل همچنان با ذوق زدگی و خوشبینی و اعتماد به بیگانگان و امید به دوستی با دشمن سعی در ارائه تحلیل متفاوت از واقعیات تلخ دارند و می کوشند تا دیدارهای خارج از عرف مقامات اروپایی با فتنه گران را در اوج ساده لوحی، موقعیتی بین المللی برای اثبات وجود آزادی بیان در ایران بدانند اما هنوز از این نکته غافلند که علت دشمنی اشتون و بان کی مون و سایر نمایندگان استکبار با جمهوری اسلامی ایران بر سر مسائلی نظیر انرژی هسته ای و حقوق بشر و آزادی بیان و مواردی از این قبیل نیست. علت دشمنی آنان همان است که رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کرده اند.
ایشان در جلسه تبیین سیاستهای اقتصاد مقاومتی در حضور جمعی از مسئولان دستگاههای مختلف، فعالان اقتصادی، و مدیران مراکز علمی و رسانهای و نظارتی به صراحت فرمودند: «نکته سوم، تهدیدهای اقتصادی خارجی است. خب تحریمها از قبل بود، منتها این تحریمها از حدود زمستان سال ۹۰ تا امروز، تبدیل شده به جنگ اقتصادی، دیگر اسم آن تحریم هدفمند نیست، یک جنگ تمامعیار اقتصادی است که متوجه ملت ما است. علت آن هم، نه مسئله هستهای است، نه مسئله حقوق بشر است، نه مسائل دیگری از این قبیل است؛ علت آن را خود آنها هم میدانند، ما هم میدانیم؛ علت، استقلالخواهی ملت ایران است؛ علت، داشتن یک حرف نو بر پایه مبانی اسلام است که برای کشورهای دیگر و ملتهای مسلمان الگو خواهد شد؛ میدانند که اگر جمهوری اسلامی در این عرصهها و میدانها موفق شد، دیگر جلوی رشد این حرکت را در دنیا نمی شود گرفت و این یک حرکت مهمی است؛ مسئله این است. حالا بهانه یک روز انرژی هستهای است، یک روز غنیسازی است، یک روز حقوقبشر است، یک روز حرفهایی از این قبیل است. تحریمها علیه ما، قبل از اینکه اصلاً مسئله انرژی هستهای مطرح هم بشود وجود داشت، بعد از این هم وجود خواهد داشت.»
در پایان هم بد نیست جمله ای از بیانات مرحوم آیت الله بهجت آوریم که با چشم بصیرتی که حقایق را در طول زمان به وضوح می دیدند، سخنان خود را برای آیندگان به امانت گذاشتند و تاکید داشتند: «ما باید به کفار سوء ظن داشته باشیم و با آنها محب و دوست نباشیم و از حقشان بترسیم چه برسد به باطلشان؛ زیرا آنان حق را تور و وسیله صید و شکار ما قرار می دهند، خدا کند بفهمیم که صلاح و دین و دنیای ما تمسک به انبیاء و اولیا (ع) است و جدایی از آنها به صلاح دین و دنیای ما نیست.»



